سيد حسن مير جهانى طباطبائى

512

جنة العاصمة ( فارسي )

است روايت ابن ابى طاهر كه در آن است « سيّدا في أولياء اللّه » . مشمّرا ناصحا مجدّا كادحا : تشمير در امر مراد همّت گماشتن و جدّ و جهد كردن در كارهاست ، و « كدح » به معناى كوشش كردن در كار است . ترجمه يعنى : فرمود : اى گروه مردمان ! منم فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، برگشت مىكنم به سخن خود ، و ابتداء مىكنم به آن ، و آنچه را مىگويم غلط نمىگويم ، و از حد تجاوز نمىكنم در هر چيزى ، و از حق دور نمىشوم ، هرآينه آمد شما را فرستاده و پيغمبرى از خود شما يا از نفيس‌ترين شماها از عرب و فرزندان اسماعيل ذبيح اللّه كه در ولادت ، چيزى از پليدىهاى جاهليّت به او نرسيده ، و سخت و دشوار است بر او كه در اثر ايمان نياوردن شما به خداى يگانه زيانى به شما برسد ، و حريص است بر ايمان آوردن شما و صلاح كارهايتان ، و با همهء مؤمنان چه از شماها باشد و چه از غير شما مهربان و رحيم است ، و يا آنكه با اطاعت‌كنندگان از اهل ايمان مهربان و با گناه‌كاران از ايشان رحم‌كننده است . پس او را ياد كنيد و بشناسيد ، مىيابيد كه او پدر من است نه پدرزن‌هاى شما ، و برادر پسر عم من على است نه برادر مردهاى شما ، و هرآينه او نيكو عزّت داده شده‌ايست ، درود پيوسته خدا بر او و اهل بيت او باد . اوست كه تبليغ رسالت كرد و به صداى بلند فرمان خدا را رسانيد ، و بيم داد و ترسانيد ، و شما را برگردانيد از روشى كه داشتيد كه آن روش شرك و گمراهى بود ، و به امر عظيمى نفس‌هاى مشركين را گرفت و از زيادتى مشركين هيچ باكى نداشت ، و در دعوت خود با آنها مدارا نمىكرد ، و خواننده بود آنها را بسوى راه پروردگار خود به حكمت و پند نيكو ، بت‌ها را مىشكست ، و شمشير بر فرق آنها مىزد ، و بزرگان آنها را كشت . يا مراد اينكه بت‌هاى آنها را مىشكست و بر سر آنها مىانداخت ، و با آنها جنگيد تا جمعيّت آنها فرارى شدند و شكست خوردند ، و از سر شب تاريك تا صبح روشن با آنها جنگ مىكرد .